یادش بخیر روزای بود که یکی بهم میگفت کم مشروب بخور
برات خوب نیس حتی بخاطر قولیکه دادم بهش یک سال نیم
لب به مشروب نزدم اما الان شده کار همیشگیم با خودم میگم
شاید با این بتونم درد دلمو آروم کنم اما وقتی به این حال میرسم
بدتر میشه دردم زیاد میشه فکرم فقط یه چیزی میگه اونم یاد و
خاطره تو تمام لحظه هام فقط اون یه نفره گله ای نیس میدونم
مقصر همه اینا خودمم اما نمی دونم چرا همش دلم هوای بودن
اون یه نفر میخواد اما دیگه هیچ راه امیدی نیس...
فروغ...ما را در سایت فروغ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 56